صفحه شخصی عبدالهادی مسعودی

صفحه شخصی عبدالهادی مسعودی

ظرفیت های حدیثی در علوم انسانی



مجموع: ۰

بازدید: ۱۰۲۴

یادداشت

ظرفیت های حدیثی در علوم انسانی

ارسال شده در: 26 آذر 1395 - 15:16 توسط عبدالهادی مسعودی

ظرفیت های حدیثی در علوم انسانی

 

تعریف های ساده و مقدماتی

حدیث :گفتار یا رفتار معصوم و نیز حاکی از آن دو.

علم : مجموعه گزاره های اکتشافی و تجویزی منظم و سامان یافته در باره موضوع

اکتشاف: تبیین گری در تشخیص متغیر تابع و مستقل، همبستگی و وابستگی، نشانه شناسی، راه تشخیص، راه ایجاد و تثبیت و استمرار و تقویت و تضعیف و آسیب شناسی

 انسان : موجود زنده مرکب از جسم و روح، دارای بینش ، منش و کنش، صاحب کرامت ذاتی ، اختیار ، اراده و هدف با قابلیت رشد و تغییر

علوم انسانی: دانش های مرتبط با بینش، منش و کنش انسان در بعد فردی و اجتماعی

ظرفیت: برای شناخت ظرفیت های حدیث، نیاز  به امکان سنجی تعامل حدیث با علم و یا موضوع آن علم داریم

هر علم می تواند به صورت کلی و یا  ریز رشته دیده شود.

 موضوع هر علم نیز می تواند جزیی و یا کلی دیده شود.

 

عرصه های تعامل

  1. سوال آفرینی
  2. پاسخ گویی به سوالات کلان و خُرد دانش مرتبط
  3. تعارض آفرینی
  4. پیشنهاد فرضیه برای آغاز فرآیند پژوهش
  5. رَوایی و مشروعیت آزمایش و فرآیند پژوهش
  6. اخلاق پژوهش و آداب تعلیم و تعلم و عالم
  7. جهت بخشی به علم
  8. محدود کردن دامنه علم
  9. سربرآوردن یک علم از دل حدیث

 

روشهای ارتباط و تعامل

  1. تالیف و ضمیمه کردن
  2. گزاره سازی متناظر
  3. گفت و گوی مشارکتی

 

روش اول: تالیف و ضمیمه سازی

ابتدایی ترین و عمومی ترین شیوه ، روش تألیفی است. هر یک از دو سوی پژوهش دینی و علوم انسانی، کار خود را بر اساس داده‌ها و شیوۀ خود تا، پیش میبرند و سپس در پایان تحقیق، یافته‌ها را به یکدیگر ضمیمه میکنند. نوشته‌هایی با پسوندهایی مانند: «...در دین و روان شناسی» و «...از نگاه قرآن و اقتصاد»، «... در اسلام و جامعه شناسی» و...  حاصل این پژوهش هاست . نیاز به دیدگاه‌های دین در بسیاری از عرصه‌ها موجب این کار شده است.

 

آسیب ها

  1. نگاه عجولانه به متون دینی،
  2.  عرضه خام و بی پردازش،
  3. «دخالت خواسته‌ها» در مرحله اخذ و گردآوری و نیز فهم و نقد متن
  4. تن ندادن به گفتگوی جدی میان نتایج تحقیق و داده‌های دینی.

 

روش دوم: گزاره سازی متناظر

برقراری تناظر یک به یک میان گزاره های خُرد در دو حوزه حدیث و علم (اعم از تعاضدی و تعارضی) در این روش، یک موضوع بزرگ به دهها گزاره جزیی، خرد میشود و سپس به دنبال احادیثی می رویم که با هر یک از این گزاره‌ها، مناسبت دارد، خواه مؤید باشد و خواه مخالف. محقق از ابتدا به دنبال تأييد حتمی داده‌های علمی از سوی متون دینی نیست و از این رو ممکن است در هر یک از گزاره‌های علمی تردید کنند و حتی آنها را  نادرست بخوانند.

 

آسیب ها

این شیوه، آسیبهای روش پیشین را ندارد، امّا آسیب احتمالی آن

1- برهم زدن پیکرۀ سازوار احادیث و متون دینی

برخی احادیث وقتی در کنار هم می نشینند، گاه پیامی متفاوت با پیام یک یک آنها در حال تنهایی دارند. این امر از سوی محققان دینی بارها تجربه شده و  تبیین و تقیید و تخصیص بسیاری از احادیث، آن را تایید می کند. این بدین معناست که دیدن مجموعه روایت ها در یک حوزه خاص، ما را به اخذ نتیجه‌ای دیگر، و برقراری نسبتی جدید و متفاوت با گزاره علمی متناظر برساند.

میزان الحکمه/ باب انس

  • الإمام الرضا ( عليه السلام ) : الانس يذهب المهابة.
  • قال الرضا عليه السلام : الاسترسال بالانس يذهب المهابة.

کافی / کتاب الدعاء:

  • أَبُو عَلِيٍّ الأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه صإِنِّي أَجْعَلُ لَكَ ثُلُثَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُ لَكَ نِصْفَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُهَا كُلَّهَا لَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ص: إِذاً تُكْفَى مَئُونَةَ الدُّنْيَا والآخِرَةِ.
  • مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه ع مَا مَعْنَى أَجْعَلُ صَلَوَاتِي كُلَّهَا لَكَ؟ فَقَالَ: يُقَدِّمُه بَيْنَ يَدَيْ كُلِّ حَاجَةٍ فَلَا يَسْأَلُ اللَّه عَزَّ وجَلَّ شَيْئاً حَتَّى يَبْدَأَ بِالنَّبِيِّ ص فَيُصَلِّيَ عَلَيْه ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّه حَوَائِجَه

برخی مبانی نظری دلالت کننده بر لزوم مطالعه مجموعی احادیث  که از آن با اصطلاح (خانواده حدیث) یاد می‌شود و نیز نمونه‌های آن در کتاب «روش فهم حدیث» آمده اند.

 

روش پیشنهادی: گفتگوی گام به گام مشارکتی

این روش ترکیب پژوهش‌ مشارکتی و تحقیق‌گفتگو مدار است. در این شیوه، ما هیچ کدام از دو سوی تحقیق را تا پایان نمی‌بریم، بلکه در هر مرحله از مراحل جزئی تحقیق، یافته‌های هر یک از طرفین را با سوی دیگر تحقیق در میان مینهیم و گام بعدی پژوهش را بر اساس آنچه از این گفتگو بیرون میآید، طراحی میکنیم. در این روش، از آسیب عرضه خام و نگاه تاییدی در روش اول، و نیز از جزیی نگری در شیوۀ دوّم جلوگیری میشود. خرد کردن متن، تا آنجا ادامه مییابد که به یک بستۀ معنادار متشکل از یک خانوادۀ حدیثی برسیم و ریزتر نمی‌شود و همین روال در پژوهش علمی مربوطه نیز انجام میشود.

 

موانع و مشکلات

1- تقدّس دادههاى دينى

پژوهش و تحقيق در زمينه ترديد و شك، جوانه مى‌زند و يقين به درستى يك گزاره و يا اطمينان به نادرستى حتمى آن، تنها براى پايان پژوهش وکاربرد عملى آن مناسب است. از اين رو، گزارههايى كه از پيش پذيرفته شده و ادله ديگرى ردّ آن را ناممكن دانسته‌اند، نمى‌توانند پا در عرصه آزمون و خطا بنهند، بلكه خودْ معيار و محكى براى ردّ و قبول ديگر دادههاى علمى مى‌شوند. اين، شاید همان اصل ابطال پذيرى در آزمون تجربى فرضيههاست كه در مبحث ما نيز بايد مورد صدق بيابد.

نگاه ما به گزارههاى دينى، يك نگاه علمى محض نيست. ما سخنان ائمه‰ را همچون وجود شريف آنان، پاس مى‌داريم و حرمت مى‌نهيم و بنا به دليلهاى كلامى پذيرفته شده، حديث آنان را فراتر از عقل و هستى مى‌نشانيم و خلقت را با آنها تفسير مى‌كنيم. اينهاله تقدس، مانع از ورود گزارههاى دينى به فرآيند آزمون و خطا مى‌گردد و به اصطلاح قابليت ابطال پذيرى نمى‌يابند. به سخن ديگر، باورهاى درست بى‌دليل (Unjustified) به شمار مى‌آيند، نه گزارههاى درست مدلّل و موجّه ( knowledge propositional).

يعنى دليل درستى آنها را از درون آنها مطالبه نمى‌كنيم، بلكه در صادق بودن و معصوم و مبرا بودن گوينده از خطا مى‌جوييم. با اين نگرش، به يكباره همه احاديث، تاج تقدّس بر سر مى‌نهند و به توصيههايى اخلاقى و ارشادى مبدّل مى‌شوند و بى آنكه بتوان از آنها بهره برد، در گوشه و حاشيه زندگى جاى مى‌گيرند. پاسخ و راه حل چيست؟

براى پاسخ، اشاره مجدد به تعریف و نیز تقسيم بندى احاديث از حيث سند و دلالت، لازم است.

احاديث به چند گونه كلى قوی ، ضعيف و جعلی تقسيم مى‌شوند.

 حديث قوى امكان ردّش نيست. در تعارض ها باید تفسیر و تاویل شود.

حدیث جعلی، امکان تصحیح و پذیرفتنش نیست.

حديث ضعيف، هم امکان ردش هست و هم امکان تقویتش

حديث ضعیف، یک عنوان سلبی و نه ایجابی است.

 در احاديث ضعيف، مجال پژوهش و بررسى است. حدیث ضعیف مى‌تواند راه اعتبار را بپويد و به مدد قرينههاى معنوى و تقويت مضمونى، به احاديث قوى ملحق شود. می تواند هم چندان تضعیف شود که نزدیک به جعلی ها گردد. قرينهها مى‌توانند هم قرآن و سنّت باشند، و هم عقل و تجربيات و دادههاى علمى یا  تاريخى.

از نظر دلالت نيز دو دسته احاديث داریم:

الف: روشن (صريح و ظاهر)

ب  : مبهم (مجمل و گنگ)

همه احاديث اخلاقى، تعليمى و حتی فقهی، از گونه احاديث قوی و با دلالت آشكار و صريح نيستند.

تعداد قابل توجهى از احادیث، داراى اسنادی ضعیف و برخی ابهامهاى لفظى‌اند.

این احادیث از طريق تعاضد مضمونى و كثرت همراهى قرينههاى گوناگون اعتبار مى‌يابند.

 نتيجه این راه نیز قطعيت حتمی و وجوب باور نيست، هر چند در فقه می تواند وجوب عمل و التزام را با تتمیم کشف بیاورد.

اين عدم قطعیت و جواز تردید افکندن در معنا براى آغاز كار ميدانى و تجربى كافى است.

اگرچه مى‌توان ادعا كرد كه بسيارى از احاديث در ميدان تحقيق، تاب مى‌آورند، اما پيش بينى صحت يك فرض، تأثيرى در ردّ و اثبات آن و لزوم پيمودن فرآيند منطقى آزمون آن ندارد. زیرا احتمال ردّ آنها، از طريق گردآورى قرينههاى مخالف، احتمالی غیر عقلایی نیست.

افزون بر اين، ردّ معدودى از روايات منسوب به امامان، و وجود احتمالی روايات جعلى که با احاديث اصلى پيشوايان‰ آميخته‌اند، می‌تواند زمینه این تردید را به منظور روان شدن در پی قرینههای ناظر به حدیث فراهم آورد.

این گفته به هيچ روى به معناى نفى همه روايات و سقوط كلى اعتبار آنها نيست، بلکه یکی از دلایل امکان و رَوایی تردید را بر می‌نماید. به عبارت ديگر، هر حديث در اين فرآيند، يك گزاره مستقل محسوب مى‌شود و ردّ و اثبات آن بر روند تحقيق ديگر احاديث تأثيرى ندارد.

با اين نگرش، به آزمون كشيدن احاديث، نه به معنای ترديد در معصوم بودن امامان‰ است؛ و نه ردّ احتمالى برخى از روایات به معناى تقدّس زدايى از حديث است.

بر این پایه، هرگاه متنى حديث دانسته شده، در فرآيند تحقيق تاب نياورد، آن را تا ظهور ترديد در صحت شيوه و نتيجه آزمون علمی، كنار مى‌نهيم و معتقد مى‌شويم كه راويان اشتباه كرده‌اند و يا به نادرستى به راويان منسوب شده است و يا دلالت آن ابهام دارد و نيازمند قرينههايى براى ارائه فهم روشمند و صحيح از آن است.

در اين صورت متن را مشمول قاعده «ردّ العلم» مى‌دانيم كه راه اعتدال ميان ردّ يكباره و نسنجيده حديث و قبول و باور ساده لوحانه است. اين شيوه، از احاديث برگرفته شده است. به دو حدیث امام على† و امام صادق† اشاره می‌کنیم. اميرالمؤمنين علي† مى‌فرمايد:

إذا سمعتم من حديثنا، ما لا تعرفونه فردّوه إلينا وقفوا عنده و سلّموا إذا تبيّن لكم الحق و لا تكونوا مذاييع عجلى، فإلينا يرجع الغالى و بنا يلحق المقصّر[1]؛

چون حديثى از ما شنيديد كه به معنایش پى نبرديد، آن را به ما بازگردانيد و در آن توقف كنيد و چون حق برایتان روشن شد، بپذيريد و عجول و شتابزده مباشيد كه تندرو به سوى ما باز مى‌گردد و كندرو به ما مى‌پيوندد.

حدیث دیگر، گفتگوی سفيان بن السمط با امام صادق† است. او می‌گوید:

قلت لأبي عبد الله†: جعلت فداك إن الرجل ليأتينا من قبلك فيخبرنا عنك بالعظيم من الأمر فيضيق بذلك صدورنا حتى نكذبه، قال : فقال أبو عبد الله†: أليس عني يحدثكم ؟ قال: قلت: بلى. قال: فيقول لليل: إنه نهار، وللنهار: إنه ليل ؟ قال: فقلت له: لا. قال: فقال: رده إلينا فإنك إن كذبت فإنما تكذبنا [2].

به امام صادق† عرض کردم: فدایت شوم، کسی از سوی شما خبری برای ما می‌آورد که سینههامان از بزرگی آن تنگ می‌شود تا آنجا که شاید او را تکذیب کنیم.  امام صادق† فرمود: آیا از سوی من با شما سخن نمی‌گوید؟ گفتم: چرا. فرمود: آیا به شب می‌گوید: روز و به روز می‌گوید:  شب ؟ گفتم: نه (تا این حد). فرمود: خبر را به سوی ما بازگردان که اگر تکذیب کنی، ما را تکذیب کرده‌ای.

از زاويه اى ديگر، بسیاری از روايات ما، ظهور دارند نه صراحت. اين بدان معناست كه ممكن است مقصود اصلى امام† از سخن خويش، با معناى ابتدایى و آنچه در آغاز و با يك نگاه ساده فهميده شده است، متفاوت باشد. اينجا نيز هراسى از تجربه و آزمون و خطا نيست؛ زیرا ظهور، يك مفهوم كشدار است و از قلّه صراحت تا درّه ابهام، امتداد دارد و فرض تغيير معناى اوليه و تبديل آن به معناى ثانويه، مساوى دست كشيدن از ظهور نيست.

 

از مفهوم تا مقصود

گاه با گردآورى قرينههای زبانی و يافتن زمينهها، شرايط و اسباب صدور حديث می توان به مقصود دست یافت . مانند 

مَن بَشَّرنی بخُروج آذَارَ فلَهُ الجنَّة.[3]

كانَ النَّبِیُّˆ ذاتَ يَوْمٍ فی مسجدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أصْحابِهِ فَقالَ: أوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ عَلَيْكُمُ السّاعَةَ، رَجُلٌ مِنْ أهْلِ الْجَنَّةِ؛ فَلَمّا سَمِعُوا ذلكَ قامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ كُلُّ واحدٍ مِنْهُمْ يُحِبُّ أنْ يَعُودَ لِيكُونَ أوَّلَ داخِلٍ فَيَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ، فَعَلِمَ النَّبِیˆذلكَ مِنْهُمْ فَقالَ لِمَنْ بَقِيَ عِنْدَهُ مِنْ أصْحابِهِ: إِنَّهُ سَيَدْخُلُ عَلَيْكُمْ جَماعَةٌ يَسْتَبِقُونَ، فَمَنْ بَشَّرَنِی‏ بِخُروجِ آذارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ. فَعادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُم أبوذَرٍّ ـ رَضِيَ اللّه‏ُ عَنْهُ ـ فَقالَ لَهُمْ: فی أيِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهورِ الرُّومِيَّةِ؟ فَقالَ أبوذرٍّ: قَدْ خَرَجَ آذارُ يا رسولَ اللّه‏ِ؟ فقالَˆ: قَدْ عَلِمْتُ ذلكَ يا أباذرٍّ وَ لكنّی أحْبَبْتُ أنْ يَعْلَمَ قَوْمِی أَنّكَ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ الْجَنَّةِ وَ كَيْفَ لا يكُونُ ذلكَ وَ أنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِكَ لِأهْلِ بَيْتِی فَتَعِيشُ وَحْدَكَ وَ تَمُوتُ وَحْدَكَ وَ يَسْعَدُ بِكَ قَوْمٌ يَتَوَلَّوْنَ تَجْهِيزَكَ وَ دَفْنَكَ، أُولئِكَ رُفَقائِی فِی الْجَنَّة الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون.[4]

 گاه ممکن است با آزمایش های علمی به دست بيايد، مانند:  احادیث طبی (سرمه)

 

طرح اوّل: تحقيق در مورد سرمه اثمد اسود[5]

در روايات اسلامى، استفاده از سرمه اثمِد (سنگ سرمه) براى پيشگيرى از ريزش مژه‏ها، توصيه شده است و همچنين، فوايد ديگرى در جهت سلامت انسان براى آن ذكر شده است. با در نظر گرفتن عوامل مساعد براى ريزش كه در بيمارى بلفاريت مزمن ديده مى‏شود و با توجّه به اين كه مهم‏ترين عامل يا علّت اين بيمارى، باكترى «استافيلوكوك» است، بر آن شديم تا اثر سرمه اثمِد را بر روى اين ميكرو ارگانيسم (خُردْ سازواره) و ديگر باكترى‏هاى گرم مثبت و گرم منفى، بررسى نماييم.

در اين مطالعه، فعّاليت ضد ميكروبى سرمه اثمِد نوع اسود، با روش رقيق‏سازى در محيط جامد عليه دو باكترى گرم مثبت استافيلوكوكوس آرئوس و استافيلوكوكوس اپيدرميس، و سه باكترى گرم منفى اشريشياكلى، انتروباكتريو كلوآسه‏آ و كلبسيلا پنومونيه، با در نظر گرفتن نورفلوكساسين، به عنوان تركيب شاهد، مورد استفاده قرار گرفت. حدّ اقل غلظت مهارى سرمه اثمِد در سه حالت، ارزيابى شد:

1. بلا فاصله پس از حل كردن سنگ درOSMD

2. بيست و چهار ساعت پس از حل كردن سنگ درOSMD

3. سه روز پس از حل كردن سنگ درOSMD

و نتايج به صورت‏3 CIM و2 CIM 1 CIM عليه استافيلوكوك آرئوس به دست آمد:

lm/ gu 1 <821 CLM. lm/ gu 2 46 CIM, lm/ gu 3 23 CIM

آزمايش‏هاى ياد شده، سه بار تكرار شدند. اين تركيب بر روى ساير باكترى‏هاى مورد استفاده، بى‏اثر بود. نورفلوكساسين بر روى هر پنج باكترى به كار رفته، مؤثّر و داراى‏CIM بين 13/ 0 تا يك ميكروگرم در ميلى ليتر بود. با توجّه به اين كه تركيب مورد آزمايش به صورت‏edurC مورد استفاده قرار گرفته است، غلظت‏lm /gu 23 CIM قابل ملاحظه است و ادامه تحقيقات در مورد اين تركيب، لازم است.

 

طرح دوم: تحقيق در مورد سرمه اثمد احمر[6]

سنگ سرمه اثمِد نوع احمر، تركيبى است با درجه خلوص نامشخّص كه در احاديث اسلامى بر استفاده از آن، تأكيد شده و فوايد بسيارى براى سلامت دستگاه بينايى براى آن ذكر گرديده است، بخصوص براى جلاى چشم، رويانيدن مژه، پيشگيرى از ريزش مژه‏ها، گلوكم، اشك‏ريزش، و از بين بردن آلودگى‏ها و عفونت‏هاى چشم. لذا در اين تحقيق، اثر ضدّ ميكروبى آن بر روى چند باكترى گرم مثبت و گرم منفى كه بعضى از آنها از علل بيمارى‏هاى چشمى هستند، بررسى شد. نتايج به دست آمده، نشان مى‏دهد كه سرمه اثمد احمر، بر روى باسيلوس سابتيليس مؤثّر است و بر روى ساير باكترى‏هاى مورد استفاده، فاقد اثر است. نورفلوكساسين به عنوان يك تركيب كنترل مثبت، استفاده شده است.

سخن شیخ صدوق در باره احادیث طبی:

اين احاديث، بر چند گونه ‏اند:

  1. برخى با نظر به آب و هواى مكّه و مدينه گفته شده‏اند و به كار بستن آنها در ديگر شرايط آب و هوايى، درست نيست؛
  2. در برخى ، معصوم عليه السلام بر پايه آنچه از حال و طبع سؤال كننده مى‏دانسته، پاسخ داده و از آن  فراتر نرفته است.
  3. برخى از آنها را مخالفان، با هدف زشت نماياندن چهره مذهب در نگاه مردم در ميان احاديث گنجانده‏اند؛
  4. در برخى از آنها، سهوى از راوى حديث، سر زده است؛
  5. در برخى از آنها بخشى از حديث حفظ شده و بخشى ديگر ، فراموش شده است؛

امّا آنچه درباره عسل روايت شده كه درمان هر دردى است، روايتى است صحيح و معنايش نيز اين است كه عسل، شفاى هر بيمارى‏اى است كه از بُرودت طبع برخيزد.

آنچه نيز درباره استنجا به آب سرد براى مبتلايان به بواسير رسيده، در موردى است كه بواسير شخص، از حرارتِ طبع، سرچشمه گرفته باشد.

آنچه هم در مورد بادنجان و درمانگر بودن آن روايت شده، ناظر به هنگام رسيدن خرما و در مورد كسانى است كه خرما مى‏خورند، نه ناظر به ديگر اوقات.

به سخن ديگر، آزمون و خطا و تجربه، فهم ما را دگرگون مى‌سازد، نه معناى اصلى حديث و مقصود گوينده آن را تا از دست بردن در معنای فهمیده شده به هراس افتيم. اين، مانند يافتن احاديث متعارض است كه به هنگام دستيابى به آن، گاه فهم ما را از معناى حديث اول تغيير مى‌دهد. آنچه در اينجا رعايتش لازم است، تقيّد به منطق و شيوه درست فهم حديث است؛ يعنى دادههاى علمی، بايد معناى جديد و تازه فهمیده شده را در قالب هاى رايج، به حديث نسبت دهد و با قواعد زبان عربى و ديگر ضابطههاى حاكم بر فهم نصوص دينى، سازگار باشد. (ر. ک : کتاب روش فهم حدیث و نیز آسیب شناسی حدیث)

 

2- ناآشنايى با روشهاى علمی

ناآزمودگى در تحقيق، از بزرگ ترين موانع پيشبرد آن است و به كار بستن روش علمی  براى تحقيق گزارههاى دينى، مستلزم وجود پژوهشگرانى است كه در دو حوزه دين و علم به خوبى و به شيوه مدرسه اى درس آموخته و تجربه اندوخته‌اند و اين مطلوب، هم اكنون فراوان نيست.

 اگرچه متخصصانى داريم كه در كنار زمينه اصلى تحقيق خود، با كليات حوزه ديگر آشنا شده‌اند، اما اين مقدار آشنايى براى نظريه پردازى و بهره گيرى كامل از هر دو شاخه علم و دين، بسنده نيست، بويژه آنكه پيشينه اين همكارى متقابل در جهان غرب، قرين موفقيت نبوده است و دادههاى دينى منسوب به مسيحيت و نيز كوته بينى برخى از عالمان دينى، از بارور شدن آن جلوگيرى نموده است.

نمونه را، برخى از كشيشان با ورود به عرصه علم روانشناسى، به جاى كار طاقت فرسا براى تأليف اين دو حوزه و كاربرد روش درازدامن و وقت گير آزمون و خطا، بيشتر از روانشناسى وام گرفتند تا در وعظ و خطابه و مشورتهاى محلّى و اجتماعى، شأنى نو براى خود و يا مذهب بسازند. از اين رو، بدون تتبع كافى و تنها با چنگ زدن به يكى دو آيه انجيل و جمله كوتاه، انبوهى از تحليلها، استنباطها و نتيجههاى كم ارتباط را متكلّفانه، بر آن بار مى‌ساختند و سپس آن را رها مى‌كردند، بدون آنكه اين اطلاعات را به صورت يك فرضيه كارگشا و آزمون پذير درآورند تا با روشهاى معمول، به تأييد و ابرام و يا ردّ و انكار آن بپردازند.

اين جريان در ايران نيز، هرچند با گستره‌اى كمتر، تكرار شده اما برخى هوشمندان و دانشمندان آشنا با هر دو حوزه را به واكنش واداشته است. بر اين اساس، پيشنهاد مى‌شود كه به تربيت پژوهشگران آشنا با هر دو حوزه بپردازيم، اما نه با شيوه معمول كه فقه و اصول را اصل و حديث و تفسير را فرع قرار مى‌دهند و نه آن گونه كه در برخی دانشگاهها، مقدمات علم خوانده مى‌شوند و تمرين‌هاى عملى و شيوههاى پژوهش كمتر آموخته مى‌شوند.

 

3- راههاى به بن بست رسيده

ارائه پيشنهادهاى خام و راههاى ناتمام، تأثير سوء در بهره گيرى از حديث در دانشهای نوین  داشته است. هجوم نسنجيده و يكباره براى پى ريزى نظام جامع و كلان هر یک از علوم انسانی اسلامى، بدون توجه به داشتههاى اندك ما در اين باره و خردسال بودن اين علم نوپديد و نيز در دست نداشتن زيرساختهاى اساسى آن، ما را نه تنها به نظريه جامع نرسانده، بلكه با كلى گوييهايى در باره حقيقت انسان، نفس و روح، هویت جامعه، اصول مدیریت  و اقتصاد، به انتها رسیده است. اين طرحوارههاى كلى از صراحت لازم برخوردار نبوده و  افزون بر ابهام و اجمال، گاه به تضادهاى درونى نيز گرفتار بودند. این تلاشها نتوانستند براى پژوهشهاى كاربردى، زمينه سازى و براى تحقيقات ميدانى بسترسازى كنند و از پاسخ به پرسشهاى جزيى و عملی درماندند.

 

پیکربندی روش پیشنهادی

الف. امکان سنجی

مطالعۀ پیوسته و گسترده حدیث شریف و آگاهی از پشتوانه علمی آن یعنی قرآن کریم که پاسخگوی نیازهای بشری است، میتواند حدیث را نیز پاسخگوی پرسشهای انسان امروز معرفی کند. این به آن معنا نیست که همۀ آنچه را امامان میدانسته و یا حتّی بیان داشته‌اند، به ما رسیده باشد و یا حتّی بر فرض وجود و وصول، هر محدثّی بتواند پاسخ به پرسشهای هر علمی را درگنجینۀ حدیث بیابد و همۀ حدیث دانان، توانایی استخراج این پاسخها را داشته باشند.

حدیث دانان بسیاری از مفهومهای اوّلیه برخی علوم تجربی و حتّی علوم انسانی، تنها نامی شنیده و تصورّشان، در حدّ یک مفهوم لغوی است.  بسیاری از آنان که یک گام جلوترند، نیز توان بازگرداندن همۀ مفاهیم نو را به مفاهیم متناسب و متناظر قابل استخراج از  حدیث را ندارند. برخی علوم نو نیز به گونه‌ای هستند که هیچ گزارۀ حدیثی مرتبط با آن ـ‌ دست کم در نظر نخست ـ به ذهن نمی‌آید، مانند فیزیک کوانتوم و شیمی آلی، مهندسی ترافیک و ... . بر این پایه لازم است ابتدا انتظار پژوهش از احادیث و ارتباط احتمالی دانش بشری با آنها، معیّن شده و گسترۀ جستجو و فحص از مواد خام مرتبط و ناظر به موضوع، محدود شود، امری که در مرحلۀ بعدی بدان پرداخته میشود.

 

ب) هموار کردن مسیر گفتگو 

پرسش، سکوی پرش پژوهشگر است و جهت دهنده به حرکت او. اگر از ابتدا و بی هیچ مقدمه از یک محدث بپرسیم: چگونه میتوان جنگلها را نجات داد و محیط زیست را حفظ نمود؟

اگر سؤال کنیم: جدول مازلو در طبقه بندی نیازهای انسان تا چه اندازه، اعتبار دارد؟ شاید سؤال‌های درستی پرسیده باشیم، امّا آن قدر کلّی و دامنه دار هستند که در توان پاسخگویی یک پژوهشگر و محدّث نیست.

باید پرسشهای کلّی را به پرسشهای ریزتری تقسیم کرد.

 در این ریز کردن، آنچه را پیشتر گفتیم در نظر گرفت. یعنی سؤال را باید چنان خرد کرد که بتوان بخش بزرگی از گنجینه و میراث حدیثی را به آن ناظر دانست وگرنه پرسش ما، نقشۀ پژوهش را ترسیم نمی‌کند و نمی‌توانیم محل جستجو از احادیث مرتبط را حدس بزنیم.

ما باید بتوانیم ریز موضوعهایی پدید آوریم که یا خود از مصداقهای یک مفهوم طرح شده در احادیث‌اند یا با یک دو واسطه در زیر عنوانهای مطرح شده در حدیث قرار میگیرند.

اینجاست که نیاز به گفتگوی دقیق و گام به گام پژوهشگران هر دو حوزۀ حدیث و دانش بشری، احساس میشود. پژوهشگر علوم انسانی و تجربی، باید سؤال را بشکافد و تا حدّ ممکن به مفاهیم بسیط تشکیل دهندۀ آن برسد و پژوهشگر حدیث هم باید بتواند هر یک از آن مفهومها را مصداق و منظور و مقصود یک مفهوم حدیثی کهن قرار دهد.

نمونه:

دانش روان شناسی و جامعه شناسی نیازمند به راههایی برای پیشگیری و یا درمان « تجمّل گرایی و تشریفات» است.

 در روایات به طور مستقیم به این موضوع پرداخته نشده است

آن را به عناصر ریزتری تقسیم می کنیم مانند:

«  زیاده روی در حسّ زیبا دوستی،

 فخر فروشی،

چشم و هم چشمی و.....»

سپس محدّث

احادیث مربوط به

جمال،

اسراف،

 تکبّر،

تفاخر،

تکلّف و....»

را باید به بررسی بنشیند.

پس از این نیز مشارکت و گفتگوی روانشناس و محدّث، ضروری است زیرا ممکن است هنوز عناصر دیگری در میان باشند.

 همچنین نیاز است وزن هر یک از این عناصر در تشکیل مفهوم مرکّب و نهایی « تجمّل» مشخص شود تا مثلاً راههای جلوگیری از اسراف و تفاخر را بر راههای جلوگیری از تکلّف مقدّم بداریم و یا اهمیت بیشتری به آنها داده شود.

 در اینجا نیاز به مفهوم شناسی لغوی، عرفی و سپس حدیثی داریم که شرحش در کتاب « روش فهم حدیث» و« اخلاق پژوهی حدیثی»[7] آمده است.

نمونه 2 :

مفاهیم دیگر در سایر دانشهای بشری نیز نیاز به چنین تجزیه و تحلیلی دارند. نمی‌توان به یکباره مفهوم مدیریت را در احادیث کاوید، همان گونه که پدید آمدن علم مدیریت نیز دفعی و یکباره نبوده است، اما میتوان در بخش مدیریت نیروی انسانی به نکته مهم برنامه ریزی قبلی کار برای کارکنان و بازخواست بعدی از آنان اشاره کرد و آنگاه این قطعه از سخنان امام صادق ع را آورد:

(ورتب لكفاتك في كل يوم ما يعملون في غد، فإذا كان في غد فاستعرض منهم ما رتبته لهم بالأمس، وأخرج إلى كل واحد بما يوجبه فعله من كفاية أو عجز فامح العاجز وأثبت الكافي[8]،

و برای هر یک از کارکنانت، کارهای فردایشان را  مرتب و معین  کن و فردا  آنچه  را برایشان مشخص کرده بودی از ایشان بخواه  و پس از ارزیابی کارشان، متناسب با لیاقتشان رفتار کن،  نالایق را کنار بگذار و لایق را استوار بدار )،

 دیگر نیازهای جوامع امروزین نیز، بیشتر مرکّب، پیچیده و در هم تنیده‌اند. برای نمونه مشکل ترافیک، مجموعه‌ای از بی نظمی، عدم رعایت حقوق دیگران، عجله و شتاب آلودگی، گذشت نکردن، تفاوت بیش از حدّ وسایل نقلیه، فقر اقتصادی، کمبود امکانات و تجهیزات، امکان رشوه دهی، ناآگاهی از قانون و محدودیتها و..... میباشد که تا هریک از آنها را یک به یک شناسایی نکنیم، امکان برقراری گفتگو با احادیث مرتبط با آنها را نخواهیم داشت.

 

ج) فرضیه سازی بر پایۀ دادههای حدیث

فرضیه، کلید آغاز پژوهش است و نقش راهنما را در فرآیند آن دارد. هستۀ بنیادین دانش، شناسایی رویدادهای به هم وابسته و تشخیص متغیّر مستقل و تابع در میان آنها است.

 فرضیه را میتوان حدس عاقلانه و احتمال عالمانۀ پژوهشگری دانست که از پس اندیشیدن به سؤال خود و با مطالعۀ متمرکز بر آن، کانون اصلی مشکل را یافته و راه حلّی هرچند بدوی به نظرش رسیده است. این  راه حلّ مفروض میتواند حدسی باشد و میتواند برخاسته از دو حوزۀ دانش بشری و حدیث باشد.

 ما آزاد هستیم هر حدسی را به صورت فرضیه درآورده و آن را بیازماییم، امّا هزینه و فرصت آزمودن هر چیز را در اختیار نداریم و از این رو ناگزیریم، فرض‌های خود را محدود کنیم و آن دسته را به مرحلۀ آزمون در آوریم که از مقبولیت نسبی و احتمال عقلایی موفقیّت و صحّت برخوردار باشند.

 در این جاست که احادیث میتوانند یاریگر ما باشند. اگر بتوانیم احادیث مرتبط با سؤال و مشکل را به شیوۀ مرحلۀ پیشین به پای میز گفتگو بکشانیم، آنگاه میتوانیم با دسته بندی آنها، فرضیههایی از درون حدیث و نه از بیرون، پدیدآوریم. این دسته بندی متناسب با هر علمی و حتّی هر سؤال و مشکلی میتواند متفاوت باشد.

برای  نمونه با نگاه به دانش نوین روانشناسی و برخی طبقه بندیهای آن، میتوانیم آن دسته از احادیث را که به ارتباط میان برخی رویدادها و صفات انسانی پرداخته احادیث تبیین کننده بنامیم.

دسته‌ای دیگر را  نیز احادیثی قرار دهیم که  « نشانه شناسی» میکنند،  یعنی در  شناسایی یک بیماری روحی و یا عادت رفتاری ما را یاری میدهند.

 دستۀ سوّم نیز احادیثی باشند که با تشخیص علّت بیماری و حالت خاصّ روحی و گاه به طور مستقیم، راه مهار، درمان و یا تثبیت یک وضعیت روحی مثبت را نشان میدهند.

ادّعا این است که در هر یک از این سه دسته، امکان فرضیه سازی موجود است.

 به سخن دیگر، مطالعه و بررسی حدیث در انتهای راه نیست، بلکه باید درآغاز پژوهش و در آنجا که نیاز به یک فرض نخستین، اما نزدیک به واقعیت داریم، از حدیث بهره ببریم،  زیرا تعداد معتنابهی از احادیث به گونه‌ای هستند که میتوان از آنها، گزارههایی آزمون پذیر را استخراج کرد.

 در دانش طبّ و روانشناسی، دو نمونۀ تجربه شده سراغ داریم که حاصل همکاری دارالحدیث و دو دانشجوی دکتری طبّ و روان شناسی است و در کتابهای « دانشنامه احادیث پزشکی» و « پژوهشی در فرهنگ حیاء» گزارش شده و نشر یافته‌اند.[9] 

 

د. صحّت انتساب

به هنگام آوردن فرآوردهها براى برقرارى ارتباط و افكندن تناظر ميان گزارههاى دينى و علمى، هر يك از طرفين بايد بتوانند با اطمينان نسبى نظر ارائه شده را به حوزه شناختى خود منسوب دارند.

بر این پایه در حوزه دين و بويژه حديث بايد از روش بازيابى خانواده حديث سود جست و تنها در صورتى كه يك مجموعه درخور و با مضامين همسو و همساز فراهم آمد، اقدام به گزينش و چينش آنها نمود.

در مرحله نخست، از مفاهيم متكلّفانه و با واسطههاى متعدد تحليلى، پرهيز کنیم. باید به گونه ای باشدكه با در اختيار نهادن ترجمه و به شرط توجه مخاطب به احاديث مشابه و هم مضمون، همان معناى اخذ شده به ذهن مخاطب خطور كند. اين همان بحث حجيّت ظواهر در اصول فقه است.

بر اين اساس، فرضيه ابتدايى آن مقدار اعتبار را دارد که ورود ما به فرآيند دراز مدت و پرهزينه آزمون و تحقيقات ميدانى براى  كاربردى كردن گزارههاى حديثى را توجيه كند.

در صورت تشكيل خانواده حديث و گردآورى همه احاديث مرتبط و ناظر به موضوع مى‌توان، تا حدود زيادى، اجزاى طرحواره آغازين خود را تبيين نمود و ديدگاهى هرچند اجمالی و نه چندان شفاف از متغیرهای مستقل و وابسته  را تصوير كرد.

 

هـ . ریزپردازی و نه نظریه پردازی

تجربه ناموفق هجوم به تهيه يك طرح جامع و يك نظريه كلى، به ما میآموزد كه سير كار را بايد برعكس نمود و از مسائل ريزتر آغاز كرد.

 مسئلههايى كه در باره آنها هم حديث داریم و هم دانشهای نو  بدانها پرداخته و نظريههايى را ابراز داشته‌اند؛ مانند خودشيفتگى؛ خشم و ترس (از زير مجموعه هوش هيجانى و بهداشت روانى در دانش روانشناسی و یا انحراف و جرم در علم جامعه شناسی). آنگاه در گام بعدى و شايد به وسيله نسلهاى بعدى، از كنار هم نهادن يافتههاى اين تحقيقات به سوى يك فرضيه جامع حركت كنيم؛ فرضيه اى كه لازم نيست واحد باشد، بماند و بپايد.

اين سير حركتى با پيشينه ديگر حركتهاى علمى نيز همخوان است. در برخى از رشتهها، از مسائل جزيى و عينى آغاز كردند و سپس در مرحله بعدى و از پس سالها ارتباط و پيوند اين مسائل مجزا و جزيى، به نظريه پردازى كلان و جامع روى آوردند.

اين به معناى در نظر نگرفتن اصول كلى، وضع شده و بنيادين در شناخت هستى از ديدگاه دين و نيز دانشمند درگير پژوهش نيست؛ چه آنها نيازى به پردازش دوباره ندارند و با ايمان مى‌آيند و همزاد با اعتقادند.

مقصود، اين معناست كه تحقيق در باب صفاتى مانند كبر، خشم و لجاجت، و پژوهش درباره بزهکاری و اعتیاد، فرع بر نظريه پردازى كلان درباره آدمى نيست.

 مى‌توان با داشتن دورنمايى از انسان و نگاه كلى به او به كار پرداخت؛ اگر چه رابطه متقابل را نفى نکرده و مى‌پذيريم كه وجود يك نظريه تأييد شده در باره انسان، به پژوهشهاى ميدانى و كاربردى در باره صفات او كمك شايانى مى‌كند؛ اما بحث بر سر وجود و عدم فعلی اين نظريه كلان و توان دستيابى به آن است.

 

آزمون فرضیه

در گستره تجربه‌های اینجانب و بر پایه گفتگوهای متعدّد با پزشکان و داروشناسان و روانشناسان، آزمون‌های بالینی در آزمایش فرضیه‌های بنا نهاده شده بر حدیث، بهتر پاسخ می‌دهند و بر آزمایش‌های درون آزمایشگاهی ترجیح دارند. یک تجربۀ اینجانب با گیاهان دارویی، ارتباط دارد. پس از جمع آوری احادیث پزشکی و جواب مثبت گرفتن از آزمایش «اثمد» یا همان سرمه به طریق آزمایشگاهی، به آزمایشگاه بزرگ گیاهان دارویی متعلق به  وزارت جهاد کشاورزی- که در آن سالها جهاد سازندگی نامیده میشد- پیشنهاد دادم که برخی از گیاهانی را که ما در دانشنامۀ احادیث پزشکی نام برده و خواص دارویی آنها را از زبان احادیث گزارش کرده ایم، تجزیه کنند و عناصر تشکیل دهندۀ آن را معین نمایند و بر اساس خواصّ عناصر موجود در آنها،آنچه را در حدیث داریم بسنجند، امّا پاسخ عزیزان آن بود که تجزیۀ یک گیاه به همۀ عناصر تشکیل دهندۀ آن، یک فرآیند طولانی و پرهزینه دارد و بهتر است که هر یک از داروهای گیاهی را بر روی همان بیماری بیازماییم که حدیث مربوطه، درمان او را با آن گیاه یا میوه، میسّر دانسته است.

برای نمونه اگر در کتاب خصال شیخ صدوق از امام صادق† نقل شده که: «البطیخ یذیب  الحَصی فی المثانه[10]، خربزه سنگ مثانه را آب میکند»؛ و یا باقلا را خون ساز و آن را برای جلوگیری از پوکی استخوان مفید دانسته باشد[11] ما مي‌توانيم خربزه را به فردی که به بیماری سنگ کلیه یا مثانه مبتلاست، و باقلا را به كسي كه از پوكي استخوان رنج مي‌برد در  مقادیر مختلف، اما اندازه‌گيري شده و با طول مدت درمان معین به گونۀ حرفه‌ای بخورانيم و اين كار را بر روی داوطلبان متعدّدی بیازماییم و سپس به روش تجزیه و تحلیل آماری و دیگر روشهای معمول دانش پزشکی، اثرگذاری و موفّقیت دارو را در درمان بیمار بسنجیم.

این یکی از دیگر نقاطی است که لازم است طرف دیگر گفتگو، یعنی کارشناس داروسازی و پزشکی به عرصه بیاید و نظر خود را در انتخاب روش مناسب ارایه دهد و پیگیری و تجزیه و تحلیل نتایج را بر عهده بگیرد.

در دانش روانشناسی نیز واحد علوم روانشناختی پژوهشکده دارالحدیث، بر اساس روایات، به عامل اصلی حیا و نشانههای آن دست یافت و آنگاه بر اساس آنها، به تهیۀ آزمونی پرداخت که با تکمیل آنها از سوی داوطلبان، وجود و شدّت و ضعف حیا را اندازه گیری کرد.

همچنین میتوان بر اساس احادیث ناظر به راههای ایجاد و تشدید حیامندی،  الگوهای مداخله را طرّاحی نمود و موفقیت آنها را در کلینیکها و مشاورهها آزمود.[12]

روانشناس مشاور میتواند با شکل دادن توصیۀ خود بر اساس آنچه از روایات به دست می‌آید،  مراجعه کننده را در تصحیح نگرش خود نسبت به مصیبت، راهنمایی کند و دردهای روحی او را پس از دریافت شوک سنگین از دست دادن عزیزانش تسکین دهد.

جالب توجه اینکه در زلزله سهمگین بم و کرمان،  روزنامه پرشمار کیهان اقدام به چاپ مقاله‌ای کرد که برای نشان دادن امکان وقوع اخذ الگوهای مداخله از حدیث نوشته شده بود و توانایی احادیث را در  ارایه شیوه‌های تحمل مصیبت و مهار تنیدگی روحی ناشی از آن بر می‌نمود[13]

یک نمونۀ جدید در این میان، رسالۀ دکتری حجت الاسلام دکتر عباس پسندیده در بارۀ عوامل شادکامی در اسلام با رویکرد به روانشناسی مثبت گرا است. ایشان در طی سالیان درازی که به تحکیم روش و ساختن مدل برای این گونه پژوهشهای میان رشته‌ای اشتغال داشته، در این رساله، توانسته است بیشتر عوامل شادکامی را در احادیث شناسایی و معین کند، به گونه‌ای که به گفتۀ روانشناسان داور این رساله، می‌تواند در الگوهای مداخله به کار گرفته شود.

 گفتنی است عمومی سازی این الگو، زمانی میسر است که روانشناسان متعددی آن را در موارد متفاوتی  به کار ببرند و نتیجۀ دلخواه و مورد انتظار را بگیرند.

 

نمونه ها:

با نگاه به برخی طبقه بندی ها ، میتوانیم آن دسته از احادیث را که به ارتباط میان برخی رویدادها و صفات انسانی پرداخته احادیث «تبیین کننده» بنامیم.(اسلاید 14)

دسته‌ای دیگر را  نیز احادیثی قرار دهیم که  « نشانه شناسی» میکنند،  یعنی در  شناسایی یک بیماری روحی و یا عادت رفتاری ما را یاری میدهند. .(اسلاید 16)

دستۀ سوّم نیز احادیثی هستند که با تشخیص وبیان علّت بیماری و گاه به طور مستقیم، راه مهار، درمان و یا تثبیت یک وضعیت روحی را نشان میدهند. .(اسلاید 18)

 

 

[1] . ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 116، حدیث اربعمائه، و ر. ک: علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 2، ص 189 .

[2] . صفار قمي، بصائر الدرجات، ص 557، حديث 3.

[3]. مقدمة ابن الصلاح، ص 161.

[4]. معانی الأخبار، ص 204؛ علل الشرائع، ج 1، ص 175.

[5] ( 3) عنوان طرح:« بررسى آثار ضدّ ميكروبى سرمه اثمِد بر روى پنج نوع باكترى گرم مثبت و گرم منفى در محيطortivnI ». مجرى طرح: آقاى احمد سعادتفر. همكاران طرح: دكتر مريم ميرزايى، دكتر عليرضا فرومدى و دكتر محمّدرضا مشكوة. تاريخ تصويب: 22/ 5/ 1379. پايان طرح: 4/ 6/ 1380. دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى كرمان.

[6] ( 1) مجرى طرح: آقاى احمد سعادتفر. همكاران: دكتر مجيد محمودى، دكتر عليرضا فرومدى و دكتر الهه كريميان.

[7] . کتاب اثر حجه الاسلام دکتر عباس پسندیده و از کتابهای درسی دانشکده علوم حدیث است که با همکاری سازمان سمت منتشر شده است.

[8] . حلوانی، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، تصحیح ابطحی، قم ، 1408 قمری، ص  117،  حدیث 58.

[9] - نمونۀ طبّی این کار « اثمد»  یا همان سرمه و اثر آن بر دستگاه بینایی است. گزارش علمی این پژوهش در مقدمه کتاب دانشنامه احادیث پزشکی، اثر آیت الله ری شهری، ص 21 تا 23 آمده است.  نمونۀ روانشناختی نیز تهیه آزمون « حیاسنجی» از سوی همین موسسه با کمک دکتر گلزاری  است.

[10].  شیخ صدوق ، الخصال، ص 443، حدیث 36.

[11] . کلینی ، الکافی، ج 6 ص 344، حدیث 1.

[12] . این پژوهش حاصل همكارى دكتر گلزارى و حجت الاسلام دکتر پسنديده در موضوع حياست. در اين پژوهش همه احاديث باب حيا گردآورى و دسته بندى شد. آن گاه، يك به يك ترجمه و به بحث جدّى گذاشته شد و جناب دكتر گلزارى نيز تناظر ميان دادههاى حديث و دانش روانشناسى را تبيين و گوشزد كردند. سپس بر اساس احاديث توصيف گر حيا و نشانه شناسى شخص با حيا ـ كه در احاديث متعددى به آن تصريح و يا اشاره شده بود ـ آزمون حياسنجى تدوين و عرضه شد. همچنین طرحهاى «دلبستگى به خداوند»، «حسادت»، «حسرت»، «خشم»، «مهارتهاى مقابله با تنيدگى» و... نیر مورد مطالعه قرار گرفته و برخی نشر یافته است.  در این طرح‌ها نيز يك تحصیلکرده روانشناسى در كنار یک متخصص در حديث ـ كه همه احاديث موضوع  را در اختيار دارد ـ قرار مى گيرد و بر اساس نيازهاى روز و نشانهها و اشارات احاديث، پرسش سازى و فرضيه سازى آغاز مى شود. بقيه كار و طرح مانند باب حياست؛ يعنى همان روش فعال مشاركتى و گفت و گوى گام به گام.

[13] . مجله علوم حدیث، شماره 31، مقاله شیوههای تحمل مصیبت، جالب توجه اینکه این مقاله ابتدا در انجمن روانشناسان ایران ارایه و نقد شد و در همان جا یکی از روانشناسان به صراحت گفت: من برادرم را از دست داده‌ام و این احادیث برایم تسکین بخش بود. 

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات