صفحه شخصی عبدالهادی مسعودی

صفحه شخصی عبدالهادی مسعودی

راه رنج (مسیر حرکت اسیران کربلا از کوفه تا شام)



مجموع: ۰

بازدید: ۱۶۳۵

یادداشت

راه رنج (مسیر حرکت اسیران کربلا از کوفه تا شام)

ارسال شده در: 30 آبان 1394 - 09:00 توسط عبد الهادی مسعودی

راه رنج

مسیر حرکت اسیران کربلا از کوفه تا شام

 

درآمد:

این نوشته از کتاب چهارده جلدی «دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاريخ» برگرفته شده است. این بنده کمترین، توفیق ترجمه ده جلد از این دانشنامه و نیز نگارش برخی تحلیل های آن را داشته ام. از جمله این تحلیل که به مناسبت ایام اربعین حسینی تقدیم شما فرهیختگان می گردد. به جز دو صفحه نخست آن که در جلد هشتم نشر یافته است، ارجاعات ذیل این نوشته نیز به همین دانشنامه یا منابع آن است.

 

سر آغاز راه : خطّ سير كاروان حسينى در منطقه مكّه‏ مكرّمه‏

امام حسين عليه السلام پس از آن كه براى بيعت با يزيد تحت فشار قرار گرفت، در 28 رجب سال شصت هجرى، از مدينه خارج و در سوم شعبان، به مكّه وارد گرديد. محل اقامت ايشان در مكّه، خانه عبّاس بن عبد المطلب واقع در شعب ابى طالب بود.

ايشان تا هشتم ذى حجّه در مكّه توقّف نمود و پس از دريافت نامه مسلم بن عقيل از كوفه، و نيز احساس خطر جدّى از ناحيه كارگزاران نظام حاكم در مراسم حج، در هشتم ذى حجّه، مكّه را به قصد كوفه ترك كرد.

گفتنى است كه امام عليه السلام در آغاز حركت، به جاى آن كه از مكّه به سوى شمال شرق و منزل صفاح (نخستين ‏منزل مسير مكّه به كوفه) برود، به سمت تنعيم در شمال غرب و در مسير مدينه، حركت كرد و بدين سان، حدود نُه كيلومتر، راه خود را دور نمود. احتمالًا اين اقدام، ترفندى برای رویارویی با تعقیب مأموران حكومت بود كه قصد ممانعت از حركت ايشان به سوى كوفه را داشتند.

 

مسیر قیام : خطّ سير كاروان حسينى از مدينه تا كربلا

بر پايه صحيح ‏ترينِ گزارش‏ها، كاروان امام حسين عليه السلام پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مكّه، روز سه ‏شنبه هشتم ذى حجّه سال شصت هجرى، مكّه را به سوى كوفه ترك كرد؛ امّا هنگامى كه به نزديكى كوفه رسيد، به دليل ممانعت سپاهيان ابن زياد، مجبور به فرود آمدن در كربلا گرديد.

 

منازلى كه اين كاروان از مكّه تا كربلا طى كرده، به ترتيب، عبارت اند از:

 1. تنعيم، 2. صفاح، 3. بستان ابن عامر، 4. ذات عِرق، 5. غمره، 6. مسلح، 7. افيعيّه، 8. معدن بنى سليم، 9. عمق، 10. سليله، 11. ربذه، 12. مغيثة الماوان، 13. نقره، 14. حاجر، 15. سميراء، 16. توز، 17. فيد، 18. اجفر، 19. خزيميّه، 20. زرود، 21. ثعلبيّه، 22. بطان، 23. شقوق، 24. زباله، 25. قاع، 26. عقبه، 27. واقصه، 28. شراف، 29. ذو حسم، 30. بيضه، 31. عذيب الهِجانات، 32. رهيمه، 33. قصر بنى مقاتل، 34. طف، و 35. كربلا.

بر اساس محاسباتِ انجام شده، كاروان امام حسين عليه السلام، اين منازل را با مسافتى حدود 1447 كيلومتر، در مدّت تقريباً 25 روز، طى كرد و روز دوم محرّم سال 61 هجرى، وارد كربلا شد.

اينك به برخى از منازل اين مسير، با ذكر حوادثى كه در آنها رخ داده، اشاره مى‏ گردد:

1. منزل تنعيم: مصادره اموالى كه عامل يمن براى يزيد مى‏ فرستاد، به دستور امام حسين عليه السلام.

2. منزل صفاح: ملاقات امام حسين عليه السلام با فَرَزدَق و پرسش از احوال مردم عراق.

3. منزل حاجر (از منطقه بطن الرُّمَه): ارسال نامه امام حسين عليه السلام به اهل كوفه توسّط قيس بن مُسهِر.

4. منزل زَرود: پيوستن زهير بن قين به امام عليه السلام پس از ملاقات با ايشان.

5. منزل ثعلبية: رسيدن خبر شهادت مسلم و هانى به امام عليه السلام.

6. منزل زَباله: رسيدن خبر شهادت عبداللَّه بن يَقطُر و سخنرانى امام عليه السلام و اعلام خبر شهادت عبداللَّه و مسلم و هانى توسط امام عليه السلام به همراهان و اعلام اين كه تعهّدى ندارندو می ‏توانند باز گردند- كه اكثر افراد، پراكنده ‏شدند-.

7. منزل عقبه: رؤياى امام عليه السلام و تعبير آن توسط ايشان به شهادت، و همچنين خبر دادن امام عليه السلام به شهادت قطعى خويش.

8. منزل‏ شِراف‏: برداشتن آب اضافى و ديدن سپاه حُر از دور، پس از گذشتن از اين منزل.

9. منزل ذو حُسُم: ملاقات با سپاه حر؛ سيراب شدن لشكر حر توسط ياران امام عليه السلام؛ خطبه كوتاه امام پيش از نماز ظهر و نماز جماعت گزاردن دو سپاه به امامت امام عليه السلام؛ برگزارى نماز جماعت عصر به امامت امام عليه السلام؛ سخنرانى ايشان پس از نماز عصر؛ مجادله امام عليه السلام با حر و سپس توافق بر ادامه مسيرى كه به مدينه و كوفه نينجامد.

10. منزل بَيَضه: خطبه امام عليه السلام در برابر سپاه دشمن.

11. منزل عُذَيب الهِجانات: الحاق چهار نفر از كوفه به اردوى امام عليه السلام با راه‏نمايى طرمّاح بن عدى و رسيدن خبر شهادت قيس بن مسهر به امام عليه السلام توسط آنها؛ پيشنهاد طرماح به امام عليه السلام مبنى بر پناه بردن به منطقه اجاء و سلمى.

12. منزل قصر بنى مقاتل: برخورد امام با عبيد اللَّه بن حُرّ جُعفى و درخواست يارى از او و استنكاف او.

13. منزل كربلا: فرود آمدن امام عليه السلام در كربلا، آمدن نامه عبيد اللَّه و فرمان وى به حر مبنى بر متوقّف نمودن كاروان امام عليه السلام، فرود آمدن امام عليه السلام در كربلا.

 

مسیر اسیران: از کوفه تا شام

كاروان اسيران كربلا را پس از انتقال به كوفه، اندكى نگاه داشتند و سپس به سوى دمشق، پايتخت حكومت امويان، فرستادند. مسير حركت اين كاروان، در كتب تاريخ و سيره، معيّن نشده است. از اين رو، پيموده شدن هر كدام از مسيرهاى ميان كوفه و دمشقِ آن روزگار، محتمل است.

برخى خواسته‏ اند با ارائه شواهدى، حركت آنان را از يكى از اين چند راه، قطعى نشان دهند؛ ولى مجموع قرائن، ما را به اطمينان كافى نمى ‏رساند.[1] ما ابتدا راه‏هاى موجود آن روزگار را بر مى ‏شمريم و سپس، قرائن ارائه شده را بررسى مى‏كنيم.

ذكر اين نكته پيش از ورود به بحث، لازم است كه ميان كوفه و دمشق، فقط سه راه اصلى بوده است. البتّه هر كدام از اين راه‏ها، در بخشى از مسير، فرعى‏هاى متعدّد كوتاه و بلندى هم داشته ‏اند كه طبيعى است.[2]

 

راه نخست: راه باديه‏ ) بیابان )

كوفه، در عرض جغرافيايىِ حدود 32 درجه و دمشق، در عرض جغرافيايىِ حدود 33 واقع است. اين، بدان معناست كه مسير فرضی ميان اين دو شهر، تقريبا بر روى يك مدار از کره زمین، قرار دارد و نيازى به بالا رفتن و پايين آمدن بر روى زمين، جز در حدّ كسرى از يك درجه نيست. بر روى اين مدار، راهى واقع بوده كه به «راه باديه» مشهور بوده است. اين مسير، به طول تقریب ۹۲۰ کیلومتر، كوتاه ‏ترين راه میان اين دو شهر است.[3]

مشكل اصلى اين راه ، گذشتن از بیابان پهناور ميان عراق و شام است كه از روزگاران كهن، به «بادية الشام» مشهور بوده است. اين مسير، براى افرادى قابل استفاده بوده كه امكانات كافى (بويژه آب) براى پيمودن مسافت‏هاى طولانى ميان منزل‏گاه هاى دور از یکدیگر را در بیابان داشته‏اند، هر چند، گاهى شتاب و ترس از فوت وقت، برخی مسافران دیگر را نیز وادار به پيمودن اين مسير ‏كرده است. گفتنى است در این بیابان، شهرهاى بزرگی، وجود ندارد؛ امّا اين به معناى نبودن راه و چند روستای كوچك نيست.

 

راه دوم: راه كناره فرات‏

فرات، يكى از دو رود بزرگ عراق است كه از تركيه سرچشمه مى ‏گيرد و پس از گذشتن از سوريه و عراق، به خليج فارس مى ‏پيوندد. كوفيان، براى مسافرت به شمال عراق و شام، از كناره اين رود، حركت مى‏ كردند تا هم به آب، دسترس داشته باشند و هم از امكانات شهرهاى ساخته شده در كناره فرات، استفاده كنند. گفتنى است لشكرهاى انبوه و كاروان‏هاى بزرگ كه به آب فراوان نياز داشتند، ناگزير از پيمودن اين مسير بودند.[4] اين مسير، ابتدا از كوفه به مقدار زيادى به سوى شمال غرب مى ‏رود و سپس از آن جا به سوى جنوب، بازمى ‏گردد و با گذر از بسيارى از شهرهاى شام، به دمشق مى‏ رسد. اين راه، انشعاب‏هاى متعدّد داشته و با طول تقريبى 1190 تا 133۰ كيلومتر، جاى‏گزين مناسبى براى راه كوتاه، امّا دشوار   ِباديه بوده است. مجموع اين راه و راه باديه را مى‏توان به يك مثلّث، تشبيه كرد كه قاعده آن، راه باديه است.

 

راه سوم: راه كناره دجله‏

دجله، ديگر رود بزرگ عراق است و آن نيز مانند فرات، از تركيه سرچشمه مى‏ گيرد.  درگذشته، براى رفتن به شمال شرق عراق، از مسير كناره آن، استفاده مى ‏كرده ‏اند. اين راه، مسير اصلى ميان كوفه و دمشق، نبوده است و بايد پس از پيمودن مقدار كوتاهى از آن، كم كم به سمت غرب پيچيد و پس از طىّ مسير نه چندان كوتاهى، به راه كناره فرات پيوست و از آن طريق، وارد دمشق شد.

اين مسير را مى‏ توان سه ضلع از يك مستطيل دانست كه ضلع چهارم ِآنِ راه باديه است.  سه ضلع ياد شده: مسافت پيموده شده از كوفه به سمت شمال، راه پيموده شده به سمت غرب، و راه پيموده شده به سمت جنوب است كه در واقع، بازگشت از بخشى از مسير پيموده شده قبلى است. از اين رو، از همه راه‏هاى ديگر، طولانى ‏تر است و طول آن، حدود 15۵۰ كيلومتر است. اين راه را «راه سلطانى» ناميده‏ اند.

 

چند نكته قابل توجّه‏

ما دليل روشن و گزارش تاريخى معتبر و كهنى براى اثبات عبور كاروان اسيران كربلا از يكى از اين سه راه، در دست نداريم و حديثى نيز از اهل بيت عليهم السلام در اين باره به ما نرسيده است. آنچه در دسترس ماست، برخى نشانه ‏هاى جزئى و ناكافى اند كه به صورت پراكنده، در برخى كتاب‏ها آمده ‏اند، و نيز قصّه‏ پردازى‏ها و شرح‏ حال‏هاى نامستندی كه در كتاب‏هاى غير معتبر (مانند مقتل ساختگى منسوب به‏ ابو مِخنَف)، آمده و سپس در كتاب‏هاى ديگر، تكرار شده‏اند.[5] اينك، نشانه‏هاى جزئىِ پيش‏گفته را بررسى مى‏ كنيم:

1. در معجم البلدان كه يك كتاب كهن جغرافيايى است در معرّفى بخشى از شهر حَلَب در شام، آمده است:

در غرب شهر و در دامنه كوه جوشن، قبر محسن بن حسين عليه السلام است كه گمان دارند وقتى اسيران [كربلا] را از عراق به دمشق مى‏بردند، او از مادرش سقط شده است و يا كودكى بوده است همراه آنان كه در حَلَب، در گذشته و همان جا دفن شده است.[6]

معلوم است كه اين گزارش، در صورت درستى، عبور كاروان از راه باديه را نفى مى‏كند (زيرا حَلَب، در آن مسير قرار ندارد)؛ امّا به تنهايى نمى‏تواند يكى از دو مسير سلطانى (كناره دجله) و يا كناره فرات را تأييد كند؛ زيرا اين دو راه، دربخشی از مسیر، با هم مشترك هستند و منطقه حَلَب، در سر هر دو راه قرار دارد.

از سوى ديگر، به كار رفتن واژه «يزعمون (به معنای این گونه ادعا می کنند)» از سوى مؤلّف معجم البلدان، بر اين دلالت دارد که او خود اطمینان چندانی به این سخن ندارد، بويژه آن كه فرزندى به نام محسن و يا همسر باردارى از امام حسين عليه السلام در وقايع كربلا، سراغ نداريم و سخنى از آنها در كتاب‏هاى در دسترس، نيامده است، و وجود شهرت محلّى، بر فرض درستى گزارش، از حدّ يك عقيده عمومىِ معمولى، فراتر نمى ‏رود.[7]

2. ممكن است برخى بر اساس يكى بودن مسير بردن سرِ امام حسين عليه السلام و حركت كاروان اسيران واقعه كربلا، با استناد به گزارش ابن شهرآشوب كه به نقل از نطنزى، به ماجراى برخورد راهب صومعه با سرِ امام حسين عليه السلام، در منزل قِنَّسرين (در شمال شام) پرداخته است،[8] بخواهند عبور از راه سلطانى را اثبات كنند.

پاسخ اين گروه، آن است كه پيش ‏فرض اين استدلال، يعنى يكى بودن مسير حركت كاروان اسيران و سرِ مبارك امام حسين عليه السلام، مسلّم نيست‏[9] و اين احتمال، وجود دارد كه سر را در شهرها چرخانده باشند؛ امّا اسيران را از راهى كوتاه ‏تر برده‏ باشند. حتّى در برخى اخبار، آمده است كه سر مطهّر امام عليه السلام را پس از ورود اسرا به شام، در شهرهاى شام نيز گردانيدند، چنان كه در شرح الأخبار چنین آمده است: (آن گاه يزيد ملعون، دستور دارد كه سرِ حسين عليه السلام را در شهرهاى شام و ديگر شهرها بگردانند).[10]

مطابق اين نقل، اين امكان وجود دارد كه سر مطهّر امام عليه السلام، پس از رسيدن به شام، به مناطقى چون موصل و نَصيبين هم كه در راه سلطانى قرار دارند، رسيده باشد.

از اين رو، احتمال دارد كه اين گونه حوادثِ گزارش شده، مربوط به روزگار چرخاندن سر پس از رسيدن اسيران به شام بوده و يا در مسير حركت آنان به سوى شام، اتّفاق افتاده باشد.

همين احتمال، در باره مكان‏ هايى كه به «رأس الحسين عليه السلام» موسوم ‏اند، وجود دارد. ابن شهرآشوب، در ذكر مناقب امام عليه السلام آورده است:

از فضيلت‏هاى ايشان (امام حسين عليه السلام)، كراماتى است كه از مكان‏هايى كه به آنها «رأس الحسين عليه السلام» گفته مى‏شود و از كربلا تا عَسقَلان و در ميان آن دو (موصل و نَصيبين و حَماه و حِمْص و دمشق و جز اينها) قرار دارند، ديده شده است.[11]

در باره اين مناطق، علاوه بر اين كه ابن شهرآشوب، تصريح نكرده كه اسيران يا سر مطهّر، از آنها گذر داده شده‏ اند، اين احتمال وجود دارد كه چون ساليان درازى در قلمرو حكومت‏هاى شيعى يا دوستدار اهل بيت عليهم السلام (مانند: آل حَمْدان و فاطميان) بوده‏اند، در آنها به هر دليل يا انگيزه‏اى (چه واقعيت، چه يادبود و چه خواب و ...)، «رأس الحسين» هايى ايجاد شده باشد، چنان كه رأس الحسينِ موجود در قاهره، در زمان فاطميان، ايجاد شد.

افزون بر اين، ماجراى راهب و سر، براى برخى مكان‏هاى ديگر هم ذكر شده كه به دليل بعيد بودن تكرار اين ماجرا، گزارش ابن شهرآشوب،[12] دست‏خوشِ تعارض مى‏گردد؛ زيرا يكى از مكان‏هاى ذكر شده، دِيْرى در اوايل راه است‏[13] و با قِنَّسرين كه در اواخر راه واقع است، همخوان نيست.

گفتنى است بر فرض صحّت گزارش ابن شهرآشوب نيز، گذشتن كاروان اسيران از راه سلطانى اثبات نمى‏شود؛ زيرا بخشى از راه سلطانى، با راه فرات، مشترك است و منطقه قِنَّسرين، در مسير كناره فرات نيز قرار دارد. البتّه اين گزارش، در صورت درستى، عبور از راه باديه را نفى مى‏كند.

3. به گمان ما و بر خلاف آنچه در عصر اخير رواج يافته، گذشتن كاروان اسيران كربلا از راه سلطانى، كمترين احتمال را دارد؛ زيرا دورترين راه است و اساسا راهى نيست كه براى كاروانى كوچك كه به اسارت مى ‏روند، نه براى گردشگردى، انتخاب شود. افزون بر اين كه پيموده شدن اين راه، مدرك معتبرى ندارد و مستند اين قول، مقتل منسوب به ابو مِخنَف است.[14]

از سوى ديگر، پذيرش عبور از راه طولانىِ سلطانى، با ماجراى «اربعين» و اين كه اسيران در بازگشت از شام، در اوّلين اربعين واقعه عاشورا بر سرِ مزار حسين عليه السلام حاضر شده باشند نيز ناسازگار است.[15]

ممكن است گفته شود كه قدرت‏ نمايىِ دستگاه حاكم، اقتضا مى ‏كرده كه اسيران را از درون شهرها عبور دهند و از اين رو، آنان را از راه سلطانى برده‏اند؛ امّا اين دليل با بردن اسيران از مسير كناره فرات نيز سازگار است؛ زيرا در اين مسير هم شهرهاى مهمّى واقع بوده است. افزون بر اين، با چرخاندن سرهاى شهدا نيز اين قدرت‏نمايى به انجام مى‏رسيده و به چرخاندن گروهى اندك (در حدّ يك خاندان كوچك و متشكّل از چند زن و كودك)، نيازى نبوده است؛ زيرا اين كار، اگر نشانه ضعف حكومت نباشد، نشانه قدرت آن هم شمرده نمى ‏شود، بويژه كه دستگاه حاكم، شجاعت و سخنورىِ امام زين العابدين عليه السلام و زينب كبرا عليها السلام و ديگر اسيران را در كوفه، شاهد بوده است. از اين رو، سياست، اقتضا داشته كه اسيران را از بيراهه ببرند و در شهرها نچرخانند.

4. بر اساس آنچه گفته شد، تنها نكته ‏اى كه مى ‏تواند حركت كاروان اسيران از راه سلطانى و يا راه كناره فرات را بر راه باديه ترجيح دهد، دسترس داشتن به آب رودخانه است كه اين نيز با توجّه به كوچك بودن كاروان و امكان حمل آب با شتر، چندان وجه استوارى نيست. مؤيّد اين نكته، عدم ذكر جزئيّات سفر و نبودن گزارشى در باره رسيدن كاروان به شهرها و يا دست كم، يكى دو شهر مهمّ سرِ راه است، كه خود، نشان از پيمودن مسير بيابانى و يا حتّى بيراهه است.

5. برخى شواهد كه مى ‏توانند موجب ترجيح راه باديه بر دو راه ديگر گردند، عبارت‏اند از:

يك. راه كناره فرات و راه سلطانى، هر دو، داراى شهرهاى بسيارى بوده‏اند و اگر اين راه‏ها، مسير حركت اسيران مى‏بود، بايستى نقل‏هايى از مواجهه مردم اين شهرها با كاروانيان يا مشاهده شدن آنان در آن شهرها، در منابع معتبر مى ‏آمد چنان‏كه در كربلا و كوفه و شام، چنين گزارش‏هايى وجود دارد، در حالى كه در اين باره، هيچ نقلى نيامده است. بنا بر اين، به نظر مى‏رسد كه مسير حركت اسيران، از جايى بوده كه كمترين حضور مردمى را داشته كه همان مسير باديه است.

دو. اعتراض‏ هايى كه از لحظه شهادت امام حسين عليه السلام عليه حكومت امَوى، حتّى به وسيله برخى طرفداران حكومت و خانواده جنايتكاران، انجام يافت و بازتابى كه واقعه عاشورا در كوفه به وجود آورد، قاعدتا حكومت را از اين كه اسيران و سر مطهّر امام عليه السلام را از مسير شهرها و آبادى‏هاى پُرجمعيتْ عبور دهند، باز مى ‏داشت. متن کتاب كامل نوشته شیخ بهايى نيز مؤيّد اين مسئله است: (مَلاعين كه سرِ حسين عليه السلام [را] از كوفه بيرون آوردند، خائف بودند از قبائل عرب كه غوغا كنند و از ايشان، باز ستانند. پس راهى [را] كه به عراق است، ترك كردند و بيراه مى‏رفتند).[16]

سه. سرعت انجام گرفتن كار، در كارهاى حكومتى، يك اصل است. لازمه رعايت اين اصل، گذر از كوتاه‏ترين و سريع‏ترين مسير بوده است.

 

نتيجه نهايى‏:

به دليل نبودِ دلايل روشن و قابل اعتماد، نمى ‏توان اظهار نظر قطعى كرد؛ ولى با توجّه به نكاتى كه گذشت عبور كاروان اسيران كربلا از مسير باديه، احتمال بيشترى را به خود اختصاص مى‏ دهد.

 

راه بازگشت: از شام تا مدينه

بر اساس نقشه ويژه دانش‏نامه امام حسين عليه السلام،[17] فاصله ميان دمشق تا مدينه، تقريبا ۱۲۳۰ كيلومتر است و با احتساب دمشق و مدينه، شامل 32 منزل بوده است. كاروان اسيران، در بازگشت از شام، قطعا اين مسير را پيموده‏اند و چنانچه در ضمن حركت، به كربلا هم رفته باشند، مسيرِ بسيار طولانى ‏ترى را سپرى كرده‏اند.

حركت پُررنج خانواده امام عليه السلام و همراهان، از مدينه آغاز شد و به مدينه نيز ختم گرديد و حدّاقل مسيرى كه اين بزرگواران طى كرده‏اند (با فرض رفتن از كوفه به دمشق از كوتاه‏ترين مسير، يعنى راه باديه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به كربلا)، بیش از 4000 كيلومتر است، با اين محاسبه:

43۰ كيلومتر (از مدينه به مكّه)+ 14۵۰ كيلومتر (از مكّه به كربلا)+ ۷۵كيلومتر (از كربلا به كوفه)+ 92۰ كيلومتر (از كوفه به دمشق از راه باديه)+ 12۳۰ كيلومتر (از دمشق به مدينه) .

امید که جانفشانی اهل بیت امام حسین علیه السلام در پیمودن این مسیر طولانی، مسیر شیعیان و دوستداران آنان را به سوی پردیس خدا، هموار نماید.

عبدالهادی مسعودی

 

 

 

[1] . مرحوم حاج شيخ عبّاس قمّى در نَفَسُ المهموم( ص 388) مى‏گويد: بدان كه ترتيب منزلگاه‏هايى كه آنان در هر سفر، در آنها پياده شدند و خوابيدند و يا[ بدون خوابيدن‏] از آنها گذشتند، مشخّص نيست و در كتاب‏هاى معتبر نيز چيزى گفته نشده است؛ بلكه در بيشتر آنها، از سفر اهل بيت‏[ امام عليه السلام‏] به شام، سخنى به ميان نيامده است.

[2] نقشه این سه راه در کتاب دانشنامه امام حسین ع آمده است. ر. ك: نقشه شماره 5 در پايان جلد هشتم.

[3] .فاصله كوفه تا شام به خط كاملًا مستقيم 867 كيلومتر است.

[4] . لشكر امير مؤمنان عليه السلام هم براى نبرد صفّين، همين مسير را پيمود.

[5] .از جمله، ر. ك: طريق الكرام من الكوفة إلى الشام.

[6] . معجم البلدان: ج 2 ص 284 و 186. اين مطلب، در بغية الطلب فى تاريخ حلب( ج 1 ص 411- 414)، مفصّل‏تر آمده است.

[7] . صِرفِ مطرح بودن يك ماجرا يا انتسابْ در افواه، بدون اين كه پيشينه روشنى داشته باشد، نمى‏تواند اطمينان‏بخش باشد، بويژه در گذشته كه ثبت وقايع، چندان متداول نبوده است و قبور، معمولًا سنگ‏نوشته‏اى نداشته‏اند و امكان خلط و اشتباه، بسيار بوده است. لذا گاه قبرهايى در چند جا به يك نفر منسوب شده‏اند، نظير آنچه در مورد زينب كبرا عليها السلام اتّفاق افتاده است.

[8] .  المناقب، ابن شهرآشوب: ج 4 ص 60.

[9] .  ر. ك: ص 225( نكته).

[10] . شرح الأخبار: ج 3 ص 159.

[11] .المناقب، ابن شهرآشوب: ج 4 ص 82. در باره« رأس الحسين» هاى موجود در مناطق مورد اشاره و حتّى خارج از اين مناطق و ارزيابى تاريخى آنها، ر. ك: نگاهى نو به جريان عاشورا: ص 355( مقاله« رأس الحسين و مقام‏هاى آن»، به قلم مصطفى صادقى).

[12] . ر. ك: ص 91 ح 2254.

[13] . ر. ك: ص 97 ح 2258.

[14] . مقتل الحسين عليه السلام المنسوب إلى أبى مخنف: ص 180.

[15] . بويژه آن كه اين مقتل، ماجراهاى مفصّل و زمانبَرى را در ضمن حركت كاروان اسيران، آورده است.

[16] .كامل بهايى: ج 2 ص 291.

[17] .ر. ك: نقشه شماره 5 در  دانش نامه امام حسین ع ، پایان جلد هشتم.

نظرات

  1. مردانی 30 آبان 1394 - 10:08

    با سلام و احترام
    مطلب مفید و قابل استفاده ای بود
    فقط اگر برخی تصاویر مرتبط با محتوا مانند نقشه مسیر های سه گانه نیز ضمیمه می گردید، فهم مطلب بیشتر و بهتر اتفاق می افتاد
    با تشکر فراوان

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات